بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم

خرید بک لینک
سال اول دبیرستان با نوشین دوست شدم. واسه ی هم با نامه درد و دل می کردیم چون یه دوست دیگه هم بینمون بود که باهاش راحت نبودیم. نوشین مهربون و شیرین و دوست داشتنی بود و طی یه سال ما خیلی صمیمی شدیم. قصد کرد بره رشته انسانی. به منم اصرار کرد که باهاش برم. یادمه همون سال تو مسابقه شعر شرکت کردم و رتبه ام آوردم. نوشین مدام تشویقم میکرد که برم دنبال استعدادم اما من فکر میکردم راهم رشته ی ریاضیه... نوشین بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم...

ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 6:57

گوجه خریدن شده است برایم یکی از غم انگیز ترین اتفاق های دنیا . تراریخته یعنی درد ... یعنی غارت سـ لامــ تی ... تراریخته بودن گوجه را خیلی راحت تر از میوه های دیگر تشخیص می دهم و گوجه توی وعده های غذایی مان یک عامل مهم است . ای کاش همه واقعا می فهمیدند اسرائیل کیست ... چیست ... ملت کوچکی پر از ادعاهای وحشتناک ... ملتی خونبار ... خ و ن خ و ا ر ... ای کاش همه می دانستند واقعا توی دنیا چه اتفاقاتی می بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم...

ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 6:57

چرا خیلی از ماها درست نوشته ها را نمی خوانیم؟ حوصله نداریم؟ علاقه به خواندن نداریم؟ صرفا برای رفع تکلیف می خوانیم؟ مهم نیست برایمان؟ یا چه... یا چرا خیلی وقت ها دقــت نداریم به حرف ها؟ فلانی به من می گوید دیدی گفتی فلان می شود ولی بیصار شد می گویم عزیز دل برو نگا کن که از کلمه "شاید" استفاده کردم. می گوید تو گفتی فلان اتفاق باعث فولان می شود اما بفرما این مثال نقض حرفت می گویم جان دل من از کلمه "ت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم...

ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 6:57

برگشتی جانم به قربانت و چه دیوانه کننده است که حالا برگشتی ... حالا که قیل و قال حسینیست برگشتی؟ ... مصداق حسینی شدن شدی ... سر تا پایت عطر دار اوست ... همان اول که خبرت پیچید درگیر حیرت شدم که مگر چه کرده که تا این حد این همه مرد و زن را به لرزه درآورده ... آیا صرفا جنگ در سوریه ی مظلوم؟ ... قضیه روشن شد وقتی فهمیدم کتابفروشی داشتی ... تا دیروقت پی مطالعه بودی برای آماده کردن مطالبی برای کانال تل بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم...

ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 6:57

وقتی آدم بیمار شود دردهایی که از بیرون به او می رسد انگار چنـــد برابر می شوند. عاشورا را بیمار بودم. و بیشتر روز را در خانه. عجب عاشورایی شد... نمی توانستم و می خواستم. همین خودش درد بود. بد دردی هم بود. بماند که چه دردهای دیگری هم چشیدم. یک درد ضرب در چندین می شد و ریز ریز می کرد.من می دانم بیماریم در حد امام سجاد نبوده. او بیمار بود و همه چیز را دید. برادرانش. اصحاب خاص و خالص. پدرش. پدرش. پدرش بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم...

ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 6:57

او بعد از اولین عشقش دیگر به هیچ کس میل علاقه نداشت

انگار که علاقه به کسی جز عشقش در او مرده باشد

پایان.

بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم...

ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 6:57

دیشب با اشک و لباس بیرونی خوابیدم و صبح که بلند شدم کمرم درد می کرد ولی سعی کردم به موضوع دیشب فکر نکنم به مامان گفتم برویم کوله بخریم قبول کرد سرم را به کوله خریدن گرم کردم و بعد هم رفتم کلاس و سعی کردم سرم را بیشتر گرم کنم ولی توی کلاس چرت و پرت هایی خلاف همیشه رد و بدل شد که مرا به هم ریخت و من می دانستم با کسی که خودش را به خواب زده نباید بحث کرد و ریختم توی خودم. هی خودم را خوردم هی خوردم. ب بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم...

ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 6:57

مژگان مثل من بار اول نیست پایش به دانشگاه باز شده. می گوید چقدر بچه ها بچه بازی در می آورند. تا حدی حرفش را قبول دارم اما کاملا برایم ثابت نشده. می گویم "زینب چی؟ اونم بچس به نظرت؟" می گوید "نه اون شوهر کرده دیگه بچه نیس که" و استدلالش مرا تا مرز خفگی میبرد :)))به زینب می گویم "زود کیکتو بخور تا بریم کتابارو ببینیم". شروع می کنم به نگاه کردن ... کتاب طنز معاصر ... روی جلدش چشمم به عبارت "طنـــز و بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم...

ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 6:57

صفحه بندی